X
تبلیغات
عاشقانه - احساسی

عاشقانه

عاشقانه / طنز / تفریحی

تــــو خاص نبودی گلم

احساس من یه تــــو

خاص بود


میدانم ؛

دیگر برای من نیستی !

اما ….

دلی که تنگ باشد این حرفها را نمیفهمد


خیلی دلتنگتم...


برچسب‌ها: عاشقانه, احساسی
نوشته شده در چهارشنبه سوم اردیبهشت 1393ساعت 0:26 توسط حسین| |

مرده شور آن چشمانت را ببرند

که از این همه آبی دریا

فقط لکه های نفتش را پذیرا شده است...

مرده شور آن نگاه هایت را ببرند

که از این همه شوری دریا

تنها نگاه معصومانه پرندگان را بر خویش گرفته است

آخ که من پشت پلک هایت چقدر منتظر میماندم

تا باز لحظه ایی در نگاهت بنشینم

من در پی نگاه تو میدویدم و تو از من دریغ میکردی

مرده شور خجالت نگاهت را ببرند

که من محو نگاهت می شدم

بی اختیار ،با تمام وجود

مرده شور آن همه ناز که از طبعت به ارث برده ایی انگار

برای دل من تصویری زیبا تر از خنده های شکلاتی تو نبود

رنگ زیبای ساحل در وجودت پیداست

کاش در سکوت بین ما لرزشی میشد

کاش فاصله نگاه مان به بازدم نفس هایمان میرسید

به جایی به نزدیکترین جای این گره

مرده شور خودت را ببرند

با این که می دانی دلم برایت تنگ می شود...

با این که می دانی دوستت دارم...


برچسب‌ها: عاشقانه, احساسی
نوشته شده در سه شنبه دوم اردیبهشت 1393ساعت 0:53 توسط حسین| |


تنهایی یعنی : دوتا هدفون.. رو یه موزیک قفل ...

تنهایی یعنی : هروز تکراری ... غرق تو دنیای مجازی ..دور از جمع ...

تنهای یعنی : هر کاری که می خوای بکنی ..

هر قولی که میدی .تهش میگی تنهای

تنهایی یعنی: سیگار پشت سیگار ... هر روز به فکر یه قرار

تنهایی یعنی....صبحا دپ بودن شبا گریه کردن ....

تنهایی یعنی .. حرف های که تو مستی میزنی ...

به قول مشتی ها مستی و راستی

تنهایی یعنی .. همه چی و همه چی بی تفاوت ..


برچسب‌ها: عاشقانه, احساسی
نوشته شده در جمعه بیست و نهم فروردین 1393ساعت 14:8 توسط حسین| |

نمى دانم چه رابطه ایست ؟

بین نبودنت با رنگ ها

دلتنگ تو که می شوم

زندگى ام سیاه مى شود !



برچسب‌ها: عاشقانه, احساسی
نوشته شده در چهارشنبه ششم فروردین 1393ساعت 22:2 توسط حسین| |

یه وقتایی که دلت گرفته . . .

بغض داری, آروم نیستی ,دلت براش تنگ شده. . .

حوصله ی هیچکس رو نداری!


به یاد اون لحظه ای بیوفت

که بی قراری هاتو دید


اما چشماشو بست و رفت . . .




هنوز دلخوشم به،

“خدا
نگهدارش”

اگر نمیخواست برگردد؟

اصراری نبود که خدا مرا نگه دارد!


برچسب‌ها: عاشقانه, احساسی
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1392ساعت 22:21 توسط حسین| |


این روزهای سخت از هر انگشتم یک هنر می بارد

شب ها می بافم خیالت را

روزها می کشم دردهای نبودنت را

و غروب ها هم

وای غروب ها می رقصم با سازِ دلتنگی هایم...


برچسب‌ها: عاشقانه, احساسی
نوشته شده در جمعه شانزدهم اسفند 1392ساعت 13:45 توسط حسین| |

دلــــم گـــــرفـتـــــه از ایــــن


روزگـاردلتـنـگی


گـــــــرفـــــــــته انـد دـــــلم را


به کـار دلـتـنــگی


دلـــــــــــم دوبـاره در انـبوه


خـستــگی هـا مـــاند


گــــرفــت آیینــه ام را غـــبار دلــتــنــگی


شکست پشت من از داغ بی تو بودن ها


به روی شانه دل ماند بار دلتنگی


درون هاله ای از اشک مانده سر گردان


نگاه خسته من در مدار دلتنگی


از آن زمان که تو از پیش ما سفر کردی


نشسته ایم من و دل کنار دلتنگی


دگر پرنده احساس من نمی خواند


مگر سرود غم از شاخسار دلتنگی


برچسب‌ها: عاشقانه, احساسی
نوشته شده در جمعه دوم اسفند 1392ساعت 22:57 توسط حسین| |

ஜ══════════ஜ۩♥۩ஜ═════════ஜ

اگه شکلات بودی شیرین ترین بودی

اگه عروسک بودی بغلی ترین بودی

اگه شمع بودی روشن ترین بودی

و تا زمانی که دوست منی عزیز ترینی




♥ HapPpy Valentine ♥


ஜ══════════ஜ۩♥۩ஜ═════════ஜ


برچسب‌ها: ولنتاین, عاشقانه, احساسی
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1392ساعت 13:48 توسط حسین| |

ﮔﺎﻫﯽ ﻣﻌﺸﻮﻕ ﺑﺮ ﺧﻼﻑ ﻗﻮﺍﻧﯿﻦ ﻓﯿﺰﯾﮏ ﻋﻤﻞ ﻣﯽﮐﻨﺪ

ﻫﺮﭼﻪ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻧﺰﺩکتر میشوی، ﺩﻭﺭﺗﺮ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ می ﺭﺳﺪ

ﻫﺮﭼﻪ ﻓﺎﺻﻠﻪ اش ﺑﯿﺸﺘﺮ می ﺷﻮﺩ، ﺑﺰﺭﮒ تر ﺑﻪ ﻧﻈﺮ می ﺭﺳﺪ

ﭼﺸﻢ ﻣﯽﺑﻨﺪﯼ، می ﺑﯿﻨﯿَﺶ ﭼﺸﻢ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ، ﻧﯿﺴﺖ

ﻫﺮﮔﺎﻩ ﺩﯾﺪﯼ ﭼﻨﯿﻦ ﺍﺳﺖ، ﺻﻤﯿﻤﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﺗﺴﻠﯿﺖ ﺑﮕﻮ !



برچسب‌ها: عاشقانه, احساسی, داستان احساسی
نوشته شده در پنجشنبه سوم بهمن 1392ساعت 22:6 توسط حسین| |

نمی بینی سکوت کرده ام؟!

راضی هستم فقط زودتر برو.

بدرقه ات هم اب دهانم!

*
*
*
یکی بود......اون یکی هم بود......

از بدشانسی من چندتا دیگه هم یواشکی بود!




برچسب‌ها: عاشقانه, احساسی
نوشته شده در یکشنبه هشتم دی 1392ساعت 23:8 توسط حسین| |


برچسب‌ها: عاشقانه, احساسی
نوشته شده در جمعه هشتم آذر 1392ساعت 8:30 توسط حسین| |

به وســعـت نـدیــدن نــگاهــت خستــه ام

چگــونــه بشکنــم ثــانیــه هــای سنگـیــن دوریــت را ؟؟؟



برچسب‌ها: عاشقانه, احساسی
نوشته شده در پنجشنبه سی ام آبان 1392ساعت 22:50 توسط حسین| |


بعضيا هستن آهنگاي شاد ديگه به دلشون نميشينه...!

بعضيا هستن دلشون ميخواد هيچ كس سكوتشون رو نشكنه...!

بعضيا هستن جاي شب و روزشون عوض شده...!

بعضيا هستن دلشون ميخواد يكي رو داشته باشن دوست داشتنش

 واقعي باشه...!

بعضيا هستن ديگه از آدما ميترسن...!

بعضيا هستن تيپ مِـشـكي رو به هر تيپي ترجيح ميدن...!

بعضيا هستن همه جا تنهان و خنده هاي ديگران رو گوش ميدن...!

بعضيا هستن هي از خدا گِـله ميكنن....!

بعضيا هستن عاشق نوشته هاي پردردن چون دردشونو

قشنگ توصيف ميكنه...!

بعضيا هستن خنده هاشون تلخه و گريه هاشون ديگه

آرومشون نميكنه...!

بعضيا هستن دوس دارن شاد شن ولي همه ش فاز غم

دنياشونو ميگيره...!

بعضيا هستن دلشون شكسته ولي صداشو درنياوردن...!

بعضیا هستن از زندگي خسته ن ولي بخاطر بعضيا دارن

زندگي ميكنن...!

اين بعضي ها عجيب شبيه منن !!!


برچسب‌ها: عاشقانه, احساسی, جالب
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آبان 1392ساعت 21:47 توسط حسین| |

خیلی دوست دارم بدانم

فکر و خیالت را به کدامین سو روانه می کنی

وقتی که من اینجا دور از تو با خیال تــــــــــــــو خوشم



برچسب‌ها: عاشقانه, احساسی
نوشته شده در پنجشنبه نهم آبان 1392ساعت 22:56 توسط حسین| |

ﻋﺸﻘﺖ ﺑﺎس ﺗﻮ ﺑﻐﻠﺖ ﺑﺎﺷﻪ و تو ﻣﺤﮑﻢ ﺗﻮ ﺳﯿﻨﻪ ﺧﻮﺩﺕ

ﻓﺸﺎﺭﺵ ﺑﺪﯼ ﺗﺎ ﻧﻔﺴﺶ ﺑﻨﺪ ﺑﯿﺎﺩ ، ﺟﯿﻎ ﺑﮑﺸﻪ …

ﺩﻭﺭ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﭽﺮﺧﯽ ﻭ ﺑﭽﺮﺧﻮﻧﯿﺶ و ﺍﯾﻦ ﻗﺪﺭ بچرﺧﯽ و

ﺍﯾﻦ ﻗﺪﺭ بچرﺧﻮﻧﯽ … ﺑﭽﺮﺧﯽ … ﺑﭽﺮﺧﻮﻧﯽ …

ﺑﭽﺮﺧﯽ …

ﺑﭽﺮﺧﻮﻧﯽ ﺗﺎ ﺳﺮ ﻫﺮﺩﻭﺗﺎﻧﻮ ﮔﯿﺞ ﺑﺮﻩ و ﭘﻬﻦ بشید ﺭﻭی ﺯﻣﯿﻦ

ﺑﻌﺪ ﭼﺸﻤﺎﺗﻮﻧﻮ ﺑﺒﻨﺪﯾﺪ و ﺩﻧﯿﺎ ﺩﻭﺭ ﺳﺮﺗﻮﻥ ﺑﭽﺮﺧﻪ …

ﺑﭽﺮﺧﻪ … ﺑﭽﺮﺧﻪ …

ﺑﻌﺪ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ باشید ﮐﻪ ﭼﻘﺪﺭ ﺯﻭﺭﺗﻮﻥ ﺯﯾﺎﺩﻩ ﮐﻪ ﺗﻮﻧﺴﺘﯿﻦ

ﺩﻧﯿﺎ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺭﻭ ﺑﭽﺮﺧﻮﻧﯿﻦ ؛ اونم دوﻧﻔﺮﯼ !!!



برچسب‌ها: عاشقانه, احساسی, جالب
نوشته شده در جمعه سوم آبان 1392ساعت 20:14 توسط حسین| |

خــدآیــــآآآآ بــآ آمــَدن پــآئیــز ، ذره ذره گنـــــآهـــآنــم رآ


مـــانند برگـــهـــآی خشــک درختـــآن بریــزآن...


مــ ــــ ـرآ بــه بهــ ـــ ـــآر...


بــه خــُودت بــرســ ـــ ــآن...!!



برچسب‌ها: عاشقانه, احساسی
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر 1392ساعت 22:13 توسط حسین| |


 دیگر نه "شلوار پاره" نشانه ی "فقر" است ....


نه "سکــوت" علامت "رضــایت"....


دنــیـــــــــــــــای غـــریـبـیــست


ارزشـــــــــــها "عـــــــــــــــــــوض" شـده اند


و "عـــــوضــــــــــی هــا"، بــا ارزش....


برچسب‌ها: عاشقانه, احساسی, جالب
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر 1392ساعت 22:3 توسط حسین| |


برچسب‌ها: عاشقانه, احساسی
نوشته شده در پنجشنبه چهارم مهر 1392ساعت 14:50 توسط حسین| |


برچسب‌ها: عاشقانه, احساسی
نوشته شده در پنجشنبه چهارم مهر 1392ساعت 14:45 توسط حسین| |

خوش به حالت آدم

خودت بودی و حوایت

کسی نبود که حوایت را

هوایی کند...


برچسب‌ها: عاشقانه, احساسی
نوشته شده در جمعه بیست و نهم شهریور 1392ساعت 19:4 توسط حسین| |


گفتی:بمونم؟


گفتم:نه برو


گفتی:تنها میشی؟


گفتم:نه برو


گفتی:پشیمون میشی؟


گفتم:نه برو


گفتی:حسرت می خوری؟


گفتم:نه برو


گفتی:افسرده میشی؟


گفتم:نه......برو


گفتی:باشه میرم اما همه ی اینارو من میشم.


رفتی.....


اما تمام وجودم تورا فریاد میزد....که برگرد من بدون تو دیگر نمی توانم

حرف بزنم مثل الان.....


نرو......فریادم رابشنو......نه برویم باهم زندگی کنیم بدون هیچ دردی.....

من نگفتم برو...نگفتم.من فقط گفتم نه برویم باهم برویم.

برچسب‌ها: عاشقانه, احساسی
نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور 1392ساعت 21:25 توسط حسین| |

كاش یكی بود تو كوچه ها داد میزد

”خاطره خشكیه”

اونوقت همه ی خاطراتتو؛

هموناییكه ارزش دمپایی پاره هم ندارن

میریختم توكیسه و میدادم بهش...


برچسب‌ها: عاشقانه, احساسی
نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور 1392ساعت 21:18 توسط حسین| |


دلم گرفته بود ...


رفتم پیش حافظ گفتم شاید اون دلمو باز کنه ...


نیت کردم و کتابو باز کردم ....


یوسف گمگشده باز آید .......


حافظ جان ...


بازگشت يوسف به كنعان يك استثنا بود... ما غممان را مي خوريم

برچسب‌ها: عاشقانه, احساسی
نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور 1392ساعت 21:9 توسط حسین| |

وقتی چشمانم را روی هم میگذارم ،

خواب مرا نمیبرد ، تو را می آورد ،

از میان فرسنگها فاصله . . . !



برچسب‌ها: عاشقانه, احساسی
نوشته شده در جمعه هشتم شهریور 1392ساعت 15:9 توسط حسین| |

چرتکه می اندازم روزهای نبودنت را

این روزها بدهی ات دارد زیاد میشود!


نمیخواهی بازگردی؟


نترس، ارزان حساب میکنم.


اگر برگردی، قول میدهم تمام بدهی ات را

به آغوش پرمهرت بفروشم...



برچسب‌ها: عاشقانه, احساسی
نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1392ساعت 23:39 توسط حسین| |

یکی بود یکی نبود،غیر از خدا هیچکس نبود...

چرا همیشه اول قصه ها باید اینجور شروع بشه؟!


چرا یکی باشه ، یکی نباشه!؟


یعنی از اول رسم دنیا بی وفایی بوده؟!

بذار یه بار ما اول قصه رو شروع کنیم...اینجور بهتره!!

یکی بود،اون یکی هم بود.... ♥♥

هم خدا بود،کسی هم بود...
♥♥

نه...نه...اینجور هم نمیشه،نمیدونم چرا اون یکی بودن پیدا نمیشه

اگر هم پیدا بشه رسم یکی بود،یکی نبود رو رقم میزنه....

رسم دنیا همیشه همین بوده که یکی باشه و یکی نباشه...

هیچ چیز و هیچکس نمیتونه این رسم رو عوض کنه...


حتی من و تو...

ولی کاش یکی به قصه گو میگفت،

قصه ای که از همون اولش یکی بود یکی نبود باشه،

اسمش قصه نیست،غصه اس!!


تنها بودن هیچ وقت قصه ای نداره!!!


برچسب‌ها: عاشقانه, احساسی, جالب
نوشته شده در جمعه یکم شهریور 1392ساعت 14:29 توسط حسین| |



یادم باشد امشب بعضی از آرزو هایم را دم در بگذارم،


تا رفتگر ببرد!بیچاره او....

مابقی راهم باخود به گور می برم،

مابقی همان "آرزوی باتو بودن " است

نترس عشق من....

حتی آرزوی داشتنت را هم به کسی نمی دهم ....

برچسب‌ها: عاشقانه, احساسی
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1392ساعت 11:5 توسط حسین| |

خدایا


بت بود ؛ “بت شکن” فرستادی


من پر از بغضم  ”بغض شکن” هم داری . . . ؟




برچسب‌ها: عاشقانه, احساسی
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مرداد 1392ساعت 11:31 توسط حسین| |

           


        غمگینم مثل عکسی در اعلامیه ی ترحیم


                                     که خنده اش همه را می گریاند . . .



برچسب‌ها: عاشقانه, احساسی, جالب
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مرداد 1392ساعت 11:21 توسط حسین| |



دلم
به بهانه ندیدنت گریست

بگذار بگرید و بداند هرچه خواست همیشه نیست …

برچسب‌ها: عاشقانه, احساسی
نوشته شده در جمعه هجدهم مرداد 1392ساعت 19:2 توسط حسین| |

Design By : Mihantheme